جابجایی
پس اکنون به تارنگار جدید دعوتتان می کنم.
نشانی تارنگار جدید ما : sarzaminebikaran.blogfa.com
شما می توانید نظرات خود را با آدرس مقابل در میان بگذاریدkhorusheazadi@yahoo.com
پس اکنون به تارنگار جدید دعوتتان می کنم.
نشانی تارنگار جدید ما : sarzaminebikaran.blogfa.com
در اوایل سال ۱۳۳۹ش/ ۱۹۶۰م نسخه اصلاح شده اصلاحات ارضی از تصویب مجلس - كه اكثریت آن را مالكان تشكیل میدادند - گذشت. به همین جهت قانون مزبور منافع مالكان را تأمین كرد. بنابر این قانون، هر مالك میتوانست تا ۴۰۰ هكتار زمین آبی یا ۸۰۰ هكتار زمین دیم را برای خود نگاه دارد. در مجموع، مجلس راههای را پیشبینی كرد كه حتیالامكان مانع از تحقق واقعی اصلاحات ارضی شد و به جانبداری از منافع مالكان پرداخت.
تصویب چنین قانونی نمیتوانست تغییر اساسی در مناسبات ارضی و اجتماعی ایجاد كند در نتیجه احتمال بروز بحران سیاسی-اجتماعی در كشور میرفت و از این رو در اردیبهشت ۱۳۴۰، شاه، علی امینی را كه از طرف امریكاییها حمایت میشد به نخستوزیر منصوب كرد تا مجری اصلاحات ارضی شود.
در ۲۴ آبان ۱۳۴۰، شاه فرمانی خطاب به نخستوزیر صادر كرد كه در آن مفاد برنامه جدید اصلاحات تشریح شده بود و دولت امینی را مسئول اجرای آن معرفی كرد. این همان برنامه اصلاحات موردنظر دولت كندی بود كه چند ماه بعد به نام انقلاب سفید خوانده شد. لایحه اصلاحات ارضی در ۱۹ دی ۱۳۴۱ به تصویب رسید. این لایحه اگرچه صرفاً اصلاحیهای بر قانون سال ۳۹ بود اما عملاً یك قانون جدید از كار درآمد. تصویبنامه مزبور نخستین گام در جهت تحقق برنامه اصلاحات ارضی بود كه به موجب آن، حدود مالكیت ارضی را به یك ده شش دانگ، یا شش دانگ از چند ده محدود كرد و به مالك اجازه داد تا مازاد املاك خود را به قیمت معین به دولت بفروشد. باغات میوه، كشترازهای چای، بیشهزارها، مزارع مكانیزه و زمینهای وقفی از شمول این قانون مستثنی شدند. با تصویب قانون مزبور، شورایی به نام شورای اصلاحات ارضی تشكیل یافت و براساس تصمیم این شورا، سازمانی به نام سازمان اصلاحات ارضی تأسیس شد.
از آنجایی كه اجرای همزمان این قانون در سراسر كشور ناممكن بود، این كار به صورت منطقه به منطقه صورت گرفت. ارسنجانی وزیر كشاورزی، نخست اطراف شهر مراغه را به علت آنكه اغلب مالكان آن دور از املاك خود میزیستند و مالك عمده نیز ارضی اعلام شد و چند ماه بعد در مناطق اردبیل، اهر، كرمانشاه و استانهای فارس و كردستان نیز طرح اصلاحات ارضی به اجرا درآمد. اما در روستاهایی كه مشمول اصلاحات ارضی نشده بود، كشاورزان از پرداخت بهره مالكانه امتناع كرده در انتظار تقسیم اراضی بودند این امر دستاویزی برای رژیم شاه شد تا از سرعت اصلاحات ارضی بكاهد و درصدد تدوین برنامه دیگری برآید. از سوی دیگر شاه كه نسبت به جاهطلبیهای امینی بدبین شده بود، در تیر ماه ۱۳۴۱ او را وادار به كنارهگیری كرد. با استعفای امینی، دولت اسدالله علم روی كار آمد. در كابینه علم، ارسنجانی همچنان به عنوان وزیر كشاورزی مجری اصلاحات ارضی بود. اما چند ماه بعد او نیز كه از قدرت قابل توجهی برخوردار شده بود، بنابه درخواست شاه از مقام خود استعفا داد. پس از بركناری ارسنجانی، سپهبد اسماعیل ریاحی به وزارت كشاورزی منصوب شد.
انتصاب ریاحی به سمت مزبور مقارن با اجرای مرحله دوم اصلاحات ارضی در كشور بود. هدف مرحله دوم، تخفیف نارضایتی كشاورزانی بود كه مشمول مرحله اول نشده بودند. به علاوه حل منازعاتی بود كه در مرحله اول بین مالكان و زارعان به وجود آمده بود. قانون مرحله دوم كه به قانون الحاقات اضافی شهرت یافت. نخستین بار در ۲۷ دی ۱۳۴۱ منتشر شد و پس از تغییراتی در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ از تصویب مجلس گذشت. اجرای عملی آن نیز از تاریخ ۳ اسفند ۱۳۴۳ آغاز شد. اما مرحله دوم اصلاحات ارضی نیز موجب نارضایتی شدید اجارهداران و درگیری بین آنها و مالكان گردید. و به همین جهت مرحله سوم اصلاحات ارضی در مهر ماه ۱۳۴۷ با تقدیم لایحه تازهای به مجلس شورای ملی آغاز شد. عمدهترین دلایلی که باعث اجرای این مرحله شد عبارت بود از :
قانون مرحله سوم پس از جرح و تعدیلهایی از سوی مجلس شورای ملی و مجلس سنا در اسفند ۱۳۴۹ به تصویب رسید. به موجب این قانون مالكانی كه زمین خود را به كشاورزان اجاره داده یا همراه با كشاورزان یك واحد زراعی تشكیل داده بودند. موظف به فروش زمینها به اجارهداران شدند یا آنكه آن را بین خود و كشاورزان تقسیم نمایند. آخرین مهلتی كه برای اجرای این قانون تعیین شد، روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۰ بود. مالكین موظف شدند كه تا این تاریخ با كشاورزان به توافقی دست یابند و در غیر این صورت اداره اصلاحات ارضی با مداخله خود وضعیت مالك و كشاورز را معین میكرد. مرحله سوم اصلاحات ارضی در یكم مهر ۱۳۵۰ به پایان رسید اما این قانون نیز به طور جدی اجرا نشد. در مجموع با اجرای مراحل سهگانه اصلاحات ارضی، اختلافات میان كشاورزان و مالكان به طور كامل رفع نشد و روز به روز از سطح تولید كشاورزی كاسته گردید. در نتیجه طرح اصلاحات ارضی كه در راستای منافع امریكا در ایران [نیازمند منبع] اجرا شد نه تنها موجب بهبود مناسبات ارضی در كشور نشد بلكه باعث از بین رفتن كشاورزی بومی[نیازمند منبع] و وابستگی هر چه بیشتر ایران به محصولات كشاورزی دول خارجی[توضیح] شد.
محمدرضاشاه پهلوی قصد داشت تا با این اصلاحات با روشی غیرخشونتی جامعه و اقتصاد ایران را امروزی کرده و در درازمدت پیوند آن با جامعه و اقتصاد جهانی را تسهیل کند. وی برای تصویب اصلاحات خود همهپرسیای از مردم ایران در ۶ بهمن ۱۳۴۱ به عمل آورد. دولت اعلام کرد که ملت ایران به اصول شش گانه "انقلاب سفید" که بعدها شمار آنها به دوازده اصل رسید، با اکثریتی قاطع رأی موافق داده اند.
در همهپرسی به زنان نیز حق رأی داده شده بود. به علاوه حکومت شاه با برخی نوگراییها مانند برابر شمردن تلویحی قرآن با دیگر کتابهای آسمانی، یا سرپیچی از برخی موازین شرعی در تقسیم زمین میان دهقانان، ناخشنودی و خشم روحانيون را برانگیخته بود.
اصول انقلاب سفید به این شرح بودند. [۱]
پیشوایان دینی به برنامه اصلاحات شاه حمله بردند و آن را با بنیادهای شریعت اسلام مغایر دانستند. از همه تندتر آیت الله خمینی بود که همهپرسی را "نامشروع" خواند و آن را تحریم کرد. او مردم را به مقابله با حکومت شاه فراخواند. بسیاری از محافل مذهبی و لایههای سنتی جامعه مانند بازار تهران به ندای او پاسخ گفتند.
به دنبال اعلامیههای اعتراض آمیز پیشوایان دینی و به ویژه سخنرانیهای بسیجنده آیت الله خمینی، خشم و غضب در میان لایههای مذهبی جامعه بالا گرفت. در شهرهای قم و مشهد، که پایگاههای اصلی روحانیون به شمار میرفتند، ناراضیان در اعتراض به اقدامات حکومت به خیابان آمدند.
دوم فروردین ۱۳۴۲ نظامیان به مدرسه فیضیه قم یورش بردند و تجمع روحانیان هوادار آیت الله خمینی را با خشونت سرکوب کردند. اما دامنه تظاهرات اعتراض آمیز گسترده شد و به تهران و شهرهای دیگر کشید.
در شرایطی که اوضاع برخی شهرها در ایران ناآرام بود روز ۱۵ خرداد حکومت در قم به دستگیری آیت الله خمینی اقدام کرد. او چندی بعد در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به ترکیه تبعید شد.
پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ ه.خ. (۱۹۷۹ میلادی) و به قدرت رسیدن قشر مذهبی، شورای نگهبان در تاریخ ۲۱ تیر ۱۳۶۳ اجرای قوانین اصلاحات ارضی را مخالف با مذهب اسلام تشخیص داد و روند اصلاحات ارضی بطور کلی متوقف شد. البته علیرغم مخالفت برخی روحانیون، مجمع تشخیص مصلحت نظام در ۲ خرداد ۱۳۷۰ ادامه روند اصلاحات ارضی را قانونی اعلام نمود و تعیین تکلیف امور باقیمانده اصلاحات ارضی دوباره از سر گرفته شد.
تصویر رسمی از شهبانو فرح پهلوی گرفته شده در ۳۰ مه ۱۹۷۲ | |
| شناسنامه | |
|---|---|
| نام کامل | فرح دیبا |
| زادروز | ۲۲ مهر ۱۳۱۷ه.ش ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ |
| زادگاه | تبریز آذربایجان شرقی، |
| همسر | محمدرضا شاه پهلوی |
| فرزندان | شاهزاده رضا پهلوی شاهدخت فرحناز (۱۳۴۲) شاهزاده علیرضا (۱۳۴۵) شاهدخت لیلا (۱۳۴۹) |
| اطلاعات سیاسی | |
| سمت | ملکه ایران |
| | |
فرح دیبا (متولد ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۱۷ ه.ش برابر ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ در تبریز) سومین و آخرین همسر محمدرضا شاه پهلوی و مادر شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد ایران است. عنوان رسمی شهبانو فرح دیبا در دوران حکومت پهلوی «علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی» بوده است.
فرح پهلوی نقش ماندگاری در فعالیتهای فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی ایران را در زمان زمامداری همسرش بازی کرد. پیش از وی ملکهها تنها در قلمرو دربار میماندند.[۱]
فهرست مندرجات[نهفتن] |
فَرَح دیبا فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا، از افسران ارتش شاهنشاهی ایران بود.[۲]
شهبانو فرح در روز ۲۲ مهر سال ۱۳۱۷ در تبریز به دنیا آمد. فرح دو ساله بود که پدرش سهراب دیبا را در اثر سرطان معده از دست داد. سالها با فقر و درآمد ناشی از خیاطی مادر بسر بردند تا اینکه پس از چند سال فریده دیبا و فرح به خانه محمدعلی قطبی، برادر فریده دیبا، در تهران رفتند و با خانواده او زندگی کردند.[۳] [۴]
پس از تحصیل در مدرسه ایتالیاییها، ژاندارک و دبیرستان رازی در تهران، فرح به همراه پسر داییاش رضا قطبی برای ادامه تحصیل راهی کشور فرانسه شد. او در فرانسه در رشته معماری به تحصیل مشغول شد.
فرح برای استفاده از بورس تحصیلی و گرفتن ارز دانشجویی، از طریق عموی خود اسفندیار دیبا به اردشیر زاهدی که در آن زمان داماد شاه بود، معرفی شد. [۵]
فرح دیبا در سال ۱۳۳۸ با اردشیر زاهدی داماد محمدرضا شاه پهلوی آشنا شد، و وی او را در ویلای واقع در حصارک به شاه که در سال ۱۳۳۶ از ملکه ثریا جدا شده بود، معرفی کرد. این معرفی به عقد و ازدواج در روز ۲۹ آذر ۱۳۳۸ منجر شد و پس از چندی با به دنیا آمدن ولیعهد ایران با نام «رضا کوروش پهلوی» استحکام دو چندان یافت.
این ازدواج همچنین منجر به نزدیکی خانواده قطبی، دیبا، صادق ومسعودانصاری به دربار ایران شد. بسیاری از اقوام وی که در سالهای سختی خبری از آنان نداشت، به تدریج به دربار جذب شدند.[۶] محمدرضا شاه پهلوی در سال ۱۳۴۶ پس از تاجگذاری خود و شهبانو فرح پهلوی، همسرش را به عنوان نیابت سلطنت منصوب کرد.[۷]
پس از شاهزاده رضا پهلوی، شهبانو فرح ۳ فرزند دیگر به نام های شاهدخت فرحناز (۱۳۴۲)، شاهزاده علیرضا (۱۳۴۵) و شاهدخت لیلا (۱۳۴۹) به دنیا آورد.
بر باور برخی محمدرضا شاه پهلوی در طول دوران سلطنتش از همسرش انتظار داشت تا در فعالیتهای اجتماعی و عام المنفعه شرکت فعال داشته باشند.[۸][۹] این خواسته شاه، در دوران شهبانو فرح پهلوی بیش از همه وقت جامه عمل پوشید.[۱۰]
فرح پهلوی در طول مدتی که شهبانوی ایران بود، ریاست عالی ده ها موسسه خیریه، آموزشی، پژوهشی و هنری را بر عهده داشت.[۱۱] بخشی از این موسسات به این شرح اند.
یک ماه قبل از انقلاب ۱۳۵۷ و با اوجگیری انقلاب، شهبانو فرح پهلوی به همراه شاه، ایران را بطرف اسوان مصر ترک کرد. پس از سفر به کشورهای مصر، اردن، آمریکا و پاناما، سرانجام به مصر بازگشتند و در مصر، شاهد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی بود. [۱۲]
شهبانو فرح در حال حاضر بطور متناوب در ایالات متحده آمریکا و فرانسه زندگی میکند.
برخی از مکان هایی که به دستور او ساخته شد، عبارتاند از: